عبارت‌ مرحوم‌ حدّاد به‌ شهید مطهّري‌: پس‌ كِيْ نماز مي‌خواني‌؟!

در سفري‌ هم‌ كه‌ مرحوم‌ مطهّري‌ به‌ أعتاب‌ عاليات‌ مشرّف‌ شدند، نشاني‌ منزل‌ آقا حاج‌ سيّد هاشم‌ را بنده‌ به‌ ايشان‌ دادم‌، و در كربلا دوبار به‌ محضرشان‌ مشرّف‌ شده‌اند، يكبار ساعتي‌ خدمتشان‌ ميرسند، و بار دوّم‌ روز ديگر صبحانه‌ را در آنجا صرف‌ مي‌نمايند.

عبارت‌ مرحوم‌ حدّاد به‌ شهید مطهّري‌: پس‌ كِيْ نماز مي‌خواني‌؟!

مرحوم‌ مطهّري‌ در مراجعت‌ از اين‌ ملاقاتها بسيار مشعوف‌ بودند، و ميفرمودند: در يكبار كه‌ خدمتشان‌ بودم‌ از من‌ پرسيدند: نماز را چگونه‌ميخواني‌؟ عرض‌ كردم‌: كاملاً توجّه‌ به‌ معانيِ كلمات‌ و جملات‌ آن‌ دارم‌!

فرمودند: پس‌ كِيْ نماز ميخواني‌؟! در نماز توجّه‌ات‌ به‌ خدا باشد و بس‌! توجّه‌ به‌ معاني‌ مكن‌!

انصافاً اين‌ جملۀ ايشان‌ حاوي‌ أسرار و دقائقي‌ است‌، و حقّ مطلب‌ همينطور است‌ كه‌ افاده‌ فرموده‌اند.

چرا كه‌ در نماز اگر انسان‌ متوجّه‌ معاني‌ نماز شود كه‌ مثلاً إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ به‌ معني‌ آنست‌ كه‌: من‌ فقط‌ ترا عبادت‌ ميكنم‌ و از تو استعانت‌ مي‌طلبم‌، ذهن‌ و فكر نمازگزار بدين‌ حقيقت‌ متوجّه‌ بوده‌ و از توجّه‌ كامل‌ به‌ خدا غافل‌ است‌؛ در حاليكه‌ بايد توجّه‌ صد در صد به‌ سوي‌ خدا باشد و مخاطب‌ فقط‌ خدا باشد، و در اينصورت‌ ديگر توجّه‌ به‌ معني‌ نيست‌ مگر به‌ نحوۀ آلي‌ و مِرْآتي‌، همچنانكه‌ در نماز نبايد انسان‌ توجّه‌ به‌ الفاظ‌ و عبارات‌ آن‌ داشته‌ باشد مگر توجّه‌ آلي‌ و مِرْآتي‌. زيرا اگر توجّه‌ به‌ الفاظ‌ نماز از صحّت‌ ادا كردن‌ و تجويد آن‌ و أداءِ از مخارج‌ آن‌ شود، ديگر آن‌ نماز، نماز نيست‌؛ نه‌ توجّه‌ به‌ خداست‌ و نه‌ توجّه‌ به‌ معني‌.

به ادامه مطلب مراجعه شود

ادامه نوشته

دانلود مجموعه مکتوبات خطی علامه طهرانی رحمه الله علیه

بسم الله الرحمن الرحيم

فهرست موضوعي

برگرفته از پايگاه علوم و معارف اسلام، حاوي مجموعه تاليفات حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني قدس‌سره

 

این فهرست در این نسخه از نرم افزار، به صورت فهرست برخی منتخبات ارائه شده است و

انشاء الله در نسخه آتی به صورت فرهنگ موضوعی ارائه خواهد شد.

نمونه ای از مکتوبات خطی حضرت علامه طهرانی رحمه الله علیه حاوی دستور سلوکی آیه الله قاضی رحمه الله علیه و دستور سلوکی آیه الله حاج شیخ جواد انصاری همدانی رحمه الله علیه:

منبع:پایگاه علوم و معارف اسلام

معرفی اجمالی تالیفات علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی

 

1. الله شناسي(۳ جلد)
2. امام شناسي(۱۸ جلد)
3. معاد شناسي(۱۰ جلد)

دوره علوم:

الف- اخلاق وحكمت وعرفان

5. رساله سيروسلوك منسوب به بحرالعلوم
6. رساله لب الباب در سير و سلوك اولي‌الالباب
7. توحيد علمي و عيني
8. مهر تابان
9. روح مجرد

ب- مباحث تفسيري

10. رساله بديعه
11. رساله نوين

ج- مباحث علمي وفقهي

12. رساله حول مساله رؤيه الهلال
13. وظيفه فرد مسلمان در احياي حكومت اسلام به‌همراه نامه نقد و اصلاح پيش‌نويس قانون اساسي
14. ولايت فقيه در حكومت اسلام(۴ جلد)
15. نور ملكوت قرآن (۴ جلد)
16. نگرشي برمقاله قبض و بسط تئوريك شريعت
17. رساله نكاحيه: كاهش جمعيت ضربه‌اي سهمگين بر پيكر مسلمين

د- مباحث تاريخي

18. لمعات الحسين
19. هديه غديريه:دو نامه سياه و سپيد

 منبع:پایگاه علوم و معارف اسلام

عصاره ي دوره علوم و معارف اسلام:

  • خداوند همه جا هست چشم بگشا و ببين.

  • تا وقت باقي است بايد دست به راه عرفان و سلوك الي الله زد.

  • سرانجام انسان در هستي بايد اتصال به ذات بينهايت خداوند باشد.

  • فقط با اجراي كامل قانون خدا مي‌توان به سعادت رسيد.

  • صراط مستقيم در جمع ميان زندگي ظاهري و تزكيه باطني است.

  • علوم بشري هر قدر كه بالا برود مقيد است و محدود لذا نمي‌تواند تعبّد را از ميان بردارد.

  • تنها راه نجات مسلمين بازگشت به قرآن است.

  • اصل و فرع حقايق و معاني دردست ائمه اطهار است.

  • قيامت محل لمس توحيد و عظمت بي انتهاي خداوند است.

  • صدق و يقين در طرفداران ولايت و ظلمت و ناداني در طرفداران باطل نمايان است.

  • قلب امام مركز توحيد است.

  • خداي تراشيده شده از روي قواعد ذهني قابل پرستش نيست.

  • مركز تصميم گيري در اسلام اختصاص به عالم‌ترين و متصل‌ترين مردم به خدا دارد.

  • علامه طباطبائي هم استاد در عقل بود هم در قلب و هم در شرع.

  • خداوند تحمل امور مشقت بار و كارهاي سنگين را از دوش زن برداشته است.

  • ديدن هلال ماه در يك منطقه، فقط براي مناطق هم افق(ياشرقي) آن حجت است.

  • مشكل اصلي در عدم توازن جمعيت و توزيع نادرست امكانات است نه افزايش جمعيت.

  • تفكيك قوا غلط است؛ كليه قوا بايد در وجودِ آگاهترين مردم و متصل‌ترين آنها به خدا قرار گيرد.

  • تاريخ همه مسلمين جهان بايد هجري قمري باشد.

 

 برای خرید اینترنتی کتابهای علامه طهرانی می توانید به سایت سرای جاوید مراجعه کنید:

وب سایت سرای جاوید

 

حضرت علامه آيه‌الله حاج سید محمد حسین حسيني طهراني

 

 

حضرت علامه آيه‌الله حاج سید محمذ حسین حسيني طهراني در سال 1345 هجری قمري در طهران ديده به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم آيه‌الله حاج سيد محمد صادق كه از شاگردان آيه‌الله ميرزا محمدتقي شيرازي و هم بحث مرحوم آيه‌الله سيد عبدالهادي شيرازي بود، انساني بصير و غيور و حافظ فرهنگ الهي و سنت نبوي و شئونات اصيل اسلام و از بارزين در حفظ تديّن در برابر دستگاه رضا خان پهلوي بوده يكي از چهار عالم سرشناس طهران به شمار مي‌رفت. مرحوم علامه حسيني طهراني با سرپرستي اين پدر، دوران تحصيلات ابتدائي و متوسطه خود را در رشته مكانيك و ماشين سازي سپري نمود.

پس از اتمام تحصيلات با وجود پيشنهادات بسيار براي ادامه تحصيل در خارج و پذيرش مسئوليتهاي گوناگون در رشته تخصصي، با استمداد از ثقل اكبر الهي، تحصيل علوم توحيدي و قرآني را انتخاب نموده، راه طلبگي را پيش گرفت و به‌دست مرحوم آيه‌الله ميرزا محمد طهراني صاحب"مستدرك البحار"كه از اعاظم عصر و دائي پدري او بود، در مشهد مقدس مخلع به لباس تقوي و علم گرديد و در سال 1364 قمري به شهر قم مشرف شده در مدرسه مرحوم آيه‌الله حجت مشغول تحصيل گرديد.

تحت عنايات حضرت معصومه سلام‌الله‌عليها با علامه طباطبائي آشنا شده، باب انس و الفت ميان آن دو گشوده شد. مرحوم علامه حسيني طهراني ظاهر و باطن خود را به عقل و قلب اين فرزانه علم و حكمت و تفسير سپرد و از خواص شاگردان ايشان گرديد. در كتاب"مهر تابان"كه يادنامه علامه طباطبائي است اينگونه نوشته‌اند:

"حقاّ اگر ما به چنين مردي برخورد نكرده بوديم خسرالدنيا والاخره دستمان از همه چيز خالي بود."مدت هفت سال در شهر قم براي فهم دين، كمر همّت بست و در سطوح مختلف از اساتيد مبرّز و متخلق به اخلاق الهي همچون مرحوم آيه‌الله حاج سيد رضا بهاء الديني، مرحوم حاج شيخ عبدالجواد سدهي، مرحوم آيه‌الله حاج شيخ مرتضي حائري، مرحوم آيه‌الله سيد محمد حجت، مرحوم آيه‌الله سيد محمد داماد و مرحوم آيه‌الله العظمي‌حاج آقا حسين بروجردي استفاده‌هاي شاياني نمود. در سال 1370قمري به سفارش علامه طباطبائي و شهيد شيخ محمد صدوقي يزدي راهي ديار نوراني مولي‌الموالي امير‌المومنين عليه‌السلام گرديد. مرحوم علامه طباطبائي در نامه‌اي به ايشان مي‌نويسند:"اگر نبود هجرت و وفود سركار به آستان ملائك پاسبان حضرت مولي‌الموالي اميرالمومنين عليه‌السلام و استفاضه از آن عتبه ملكوتيه، هيچگاه به هجرت شما رضايت نمي‌دادم."ايشان در نجف اشرف به محضر پر درايت مرحوم آيه‌الله حاج شيخ حسين حلي راه يافته، رحل خود را در فقه و اصول در آنجا فرود آورد. در درس مرحوم آيه‌الله حاج سيد ابوالقاسم خوئي و مرحوم آيه‌الله حاج سيد محمود شاهرودي و مرحوم آيه‌الله حاج آقا بزرگ طهراني نيز شركت جسته، از شاگردان مبرّز آنها گردید .
....ادامه در ادامه مطلب                                  منبع:پایگاه علوم و معارف اسلام

  • سير تاليفات به قلم مولف

  • نمونه دست‌خط مولف

  • نمونه صوتي از مولف

  • ادامه نوشته

    دستورالعمل عرفانی مرحوم ملاحسینقلی همدانی به شاگردان

    بسم الله الرّحمن الرّحيم

    الحمد للّه ربّ العالمين

    و الصّلوة و السّلام علي محمّد و آله الطّاهرين

    و لعنة الله علي أعدائهم أجمعين

    مخفي نما‌ناد بر برادران ديني كه به جز التزام به شرع شريف، در تمام حركات و سكنات و تكلّمات و لحظات و غيرها، راهي به قرب حضرت ملك الملوك جلّ جلاله نيست؛ و به خرافات ذوقيّه، اگر چه ذوق در غير اين مقام خوب است كما دأب الجهّال و الصّوفيّة ـ خذلهم الله جلّ جلاله ـ راه رفتن، لا يوجب إلاّ بعدًا. حتّي شخص هرگاه ملتزم بر نزدن شارب و نخوردن گوشت بوده باشد،‌اگر ايمان به عصمت ائمّۀ أطهار صلوات الله عليهم آورده باشد، بايد بفهمد از حضرت احديّت دور خواهد شد؛ و هكذا در كيفيّت ذكر بغير ما ورد عن السّادات المعصومين عليهم السّلام عمل نمايد.

    بناءً عليهذا، بايد مقدّم بدارد شرع شريف را، و اهتمام نمايد هر چه در شرع شريف اهتمام به آن شده. و آنچه اين ضعيف از عقل و نقل استفاده نموده‌ام اينست كه اهمّ اشياء از براي طالب قرب جدّ و سعي تمام در ترك معصيت است.

    تا اين خدمت را انجام ندهي، نه ذكرت و نه فكرت به حال قلبت فائده‌اي نخواهد بخشيد؛ چرا كه پيشكش و خدمت كردن كسي كه با سلطان در مقام عصيان و انكار است بي‌فايده خواهد بود. نمي‌دانم كدام سلطان اعظم از اين سلطان عظيم الشّأن است؟! و كدام نقار أقبح از نقار با او است؟!

    فافهم ممّا ذكرتُ أنّ طلبَكَ المحبّةَ الالهيّةَ مع كونك مُرتكبًا للمعصيةِ أمرٌ فاسدٌ جدًّا، و كيف يَخفَي عليك كونَ المعصية سببًا للنّفرة، و كونَ النّفرة مانعۀَ الجمع معه المحبّة؛ و إذا تحقّق عندك أنّ ترك المعصية أوّل الدّين و آخره، ظاهره و باطنه، فَبادِرْ إلي المجاهدةِ، و اشْتَغِلْ بتمامِ الجدّ إلي المراقبة، من أوّل قيامك من نومك في جميع آناتك إلي نومك، و ألزمْ الأدبَ في مَقْدَس حضرتِه. و اعلم أنّك بجميعِ أجزاءِ وجودِك ذرّةً ذرةً اسيرُ قدرتِهِ، وَ راعِ حرمۀَ شريفِ حضورهِ.

    و اعبُدْهُ كانّك تراه، فإن لم تكن تراه فإنّه يراك؛ و التفتْ دائمًا إلي عظمتِهِ و حقارَتِكَ، و رَفْعَتِهِ و دنائتِكَ، و عزّتِه و ذلّتِك، و غناهُ و حاجتِك، و لا تغفلْ شناعةَ غفلتِك عنه جلّ جلالُه مع التفاته إليك دائمًا؛ و قُمْ بين يديه مقامَ العبدِ الذّليلِ الضّعيفِ، و تَبَصْبَصْ تحت قدميه بَصْبَصَةَ الكلبِ النّحيف؛ أوَ لا يكفيك شرفًا و فخرًا أنّه أذِنَ لك في ذِكرِ اسمِهِ العَظيمِ بلسانِك الكثيفِ الذّي نَجَّسَتْهُ قاذوراتُ المعاصي؟

    پس ای عزيز! چون اين كريم رحيم، زبان تو را مخزن كوه نور يعني ذكر اسم شريف قرار داده، بي‌حيائي است مخزن سلطان را آلوده به نجاسات و قاذورات غيبت و دروغ و فحش و اذيّت و غيرها من المعاصي نمودن؛ مخزن سلطان بايد محلّش پر عطر و گلاب باشد، نه محبس مملوّ از قاذورات؛ و بي‌شكّ چون دقّت در مراقبت نكرده‌اي، نمي‌داني كه از جوارح سبعه يعني گوش و زبان و چشم و دست و پا و بطن و فرج، چه معصيت‌ها مي‌كني، و چه آتش‌ها روشن مي‌نمائي، و چه فسادها در دين خودت برپا مي‌كني، و چه زخمهاي مُنكره به سيف و سنانِ زبانت به قلبت مي‌زني، اگر نكشته باشي بسيار خوبست. اگر بخواهم شرح اين مفاسد را بيان نمايم در كتاب نمي‌گنجد، در يك ورق چه مي‌توانم بكنم؛ تو كه هنوز جوارحت را از معاصي پاك نكرده‌اي، چگونه منتظري كه در شرح احوال قلب چيزي به تو بنويسم؟! پس: البَدارُ البَدارُ إلي التّوبةِ الصّادقَةِ ثُمَّ العجلُ العجلٌ في الجِدِّ و المُراقَبَةِ.

    خلاصه، بعد از سعي در مراقبت، البته طالب قرب، بيداري و قيام سحر را اقلاً يك دو ساعت به طلوع فجر مانده إلي مطلع الشمس از دست ندهد، و نماز شب را با آداب و حضور قلب بجا بياورد، و اگر وقتش زيادتر باشد، به ذكر يا فكر يا مناجات مشغول بشود، ليكن قدر معيّنی از شب بايد مشغول ذكرِ با حضور بشود،‌در تمام حالاتش خالي از حزن نبوده باشد، اگر ندارد تحصيل نمايد به اسبابش، و بعد از فراغ، تسبيح سيّدة نساء، و دوازده مرتبه سوره توحيد، و ده مرتبه لا إله إلاّ الله وحده لا شريك له،‌له الملك الي آخر، و صد مرتبه لا إله إلاّ الله، و هفتاد مرتبه استغفار بخواند، و قدري از قرآن شريف تلاوت نمايد، و دعاي معروف صباح، اعني: يا من دَلَعَ لسان الصّباح الي آخر البته خوانده شود، و دائماً با وضوء باشد، و اگر بعد از هر وضوء دو ركعت نماز بكند، بسيار خوبست.

     

    ...ادامه در ادامه مطلب

    ادامه نوشته

    چگونه می توان تمرکز خود را برای نماز جمع کرد ؟

     


    از آیات و روایات استفاده می شود که نماز کامل و حقیقی نمازی است که با حضور قلب و خلوص نیت و همراه با یقین باشد. از امام رضا (ع) نقل شده است : "لا صلاة الا باسباغ الوضو‌ء و احضار النیة و خلوص الیقین و افراغ القلب و ترک الاشتغال و هو قوله"فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب"؛(1) نماز کامل باید با وضوی کامل ، با حضور قلب و خلوص یقین و خالی بودن فکر و ذهن و قلب از توجه و اشتغال به دنیا باشد، همان طور که خطاب به پیامبر آمده است : "هنگامی که فارغ شدی، به نماز بایست و به سوی پروردگارت بشتاب".
    اما این بدان معنا نیست که اگر احیانا نماز با این ویژگی ها نبود، باطل است ، بلکه می توان مراتب متعددی برای نماز و نمازگزار تصور کرد. مسلماٌ هر چه درجه و مرتبة کمال معنوی بالاتر باشد، نماز بهتر و از درجه ای بالا برخوردار خواهد بود. قرآن از برخی انسان ها چنین یاد می کند "رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله؛(2) "افرادی که تجارت و خرید و فروش آنان را از ذکر خدا باز نمی دارد". اینان در عین این که بین مردم هستند و به کار و تلاش مشغولند، ولی این کارها آنان را از نماز و یاد خدا باز نمی دارد.
    برای تحصیل حضور قلب در نماز، راهکارها و مراتبی است که به آنها اشاره می کنیم:


    1 - شخص نماز گزار اجمالاٌ بداند که با خداوند سخن می گوید و حمد و ثنای او می کند، اگر چه به معنای الفاظ توجه نمی کند.
    2 - علاوه بر مرحلة قلبی، به معانی کلمات و اذکار نیز توجه داشته باشد و بداند که چه می گوید. به این مرتبه روایتی از امام صادق (ع) اشاره دارد: "هر کس دو رکعت نماز بخواند، در صورتی که بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود در حالی که بین او و خداوند گناهی نیست، مگر این که خداوند آن ها را می بخشد" . (3)
    3- مرتبه سوم آن است که اسرار عبادت و حقیقت اذکار و تسبیح و تحمید را بفهمد.
    4– آن اسرار و حقایق به باطن نفوذ کند.
    5 - در این مرتبه نمازگزار به مرتبة کشف و شهود و حضور کامل می رسد، که به این مرحله حضور قلب در معبود می گویند. در این مرحله نمازگزار حتی به خود و افعال و حرکاتش نیز توجه نداشته، از سخنگو و سخن نیز غافل است. (4)
    بدیهی است که بعضی از این مراتب اختصاص به اولیای حق دارد، ولی تحصیل بعضی مراتب دیگر برای دیگران نیز ممکن
    است.

     بزرگان برای به دست آوردن حضور قلب در نماز عواملی را ذکر کرده اند که مهم ترین آن ها عبارتند از :
    1- اهمیت دادن به نماز: عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می گوید: حضور قلب سببش همت آدمی است، زیرا قلب تابع همت بوده و اگر همت نماز باشد، قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود. هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، قلبش هم بیش تر نزد نماز خواهد بود و هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، غفلتش از غیر نماز بیش تر خواهد بود. (5)
    کسانى که نماز را سرسرى مى گیرند و نسبت به آن بى توجه هستند و به اهمیت نماز توجهى ندارند، حضور قلب نخواهند داشت. بر عکس کسانى که به نماز اهمیت مى دهند و براى آن سرمایه گذارى مى کنند و آن را ستون دین مى دانند و وقت و فرصت بیشترى را صرف نماز مى کنند، حضور قلب بیشترى خواهند داشت.
    2 - شناخت و آگاهی: هرمقدار معرفت انسان به حق تعالی بیشتر باشد، احساس او نیز بیش تر خواهد بود و در برابر پروردگار خاضع و خاشع خواهد بود و خداوند را ناظر و حاضر خواهد دید.
    3 - فهم معانی نماز: در ابتدا در یک نماز باید مراقب چند کلمه بود و با تمرین بیش تر، کلمات بیشتری را با معانی آن ادا نمایید.
    4 - آمادگی قبل از نماز: کسی که می خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، لازم است به مقدمات نماز توجه داشته باشد و وضو را به صورت کامل انجام دهد و قبل از نماز لحظاتی را با خدا خلوت کند. امام صادق (ع) می فرماید: "هنگامی که به قصد نماز به جانب قبله ایستادی ، دنیا و آن چه در آن است و مردم و احوال آن ها را فراموش کن. قلبت را از هر شاغلی که تو را از یاد خدا باز می دارد، فارغ ساز و با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده کن. به یاد آور حضور خودت را در برابر خدا، در روزی که هر انسانی اعمالی پیش فرستاده اش را آشکار می سازد ". (6)

    پی نوشت ها :
    1 - بحارالانوار، ج 81، ص 243، به نقل از فقه الرضا.
    2 - نور (24) آیه 37.
    3 - وسائل الشیعه، ج4، ص 686.
    4 - ر.ک: امام خمینی، چهل حدیث ، ص 434.
    5 - ملکی تبریزی، اسرار الصلاه ، ترجمه رجب زاده.

    توصیه هایی از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

     
     
     
     

     
     
     
     
    توصیه هایی از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی / ما را زجام باده گلگون خراب کن!
     

    شب که می شد در صحن خانه دیوانه وار قدم می زد و زبانش به این کلام مترنم بود:

    گر بشکافند سراپای من

    جز تو نیابند در اعضای من

    نفس مسیحایی استاد در جان شاگردان چنان تاثیری می بخشید که بزرگانی چون امام خمینی (ره) از میان آنان برخاست و عیسای زمان خویش گردید . امام خمینی در کتاب «چهل حدیث » ، بیداردلان را به «رساله لقاء الله » آن بزرگوار رهنمون می شود . از دیگر کتاب های میراز جواد آقا، المراقبات یا اعمال السنة و اسرار الصلاة می باشد که حاوی نکات بسیاری از مراحل اخلاقی و خودسازی می باشد .

    میراز جواد آقا ملکی تبریزی در یک خانواده اعیانی در تبریز متولد شد . بعد از طی تحصیلات مقدماتی به عراق مهاجرت کرد و در کنار حرم شریف امیرمؤمنان، علی (ع) علاوه بر تحصیلات فقهی، توفیق درک محضر یکی از بزرگ ترین معلمان اخلاق، یعنی آخوند ملا حسینقلی همدانی را به دست آورد . رساله لقاءالله وی، بارقه ای از شعله های آتشین آن محفل عرشی است .

    وی می گوید: مرا در ایام تحصیلم در نجف اشرف، «شیخی » بود که در تربیت، مرجع طلاب متقی زمان خود بود و آن چه را از اعمال بدنی که مؤثر به حال سالک الی الله است، تجربه کرده بود . او در این باره، سه امر را بیان کرد:

    1 . آن که در هر روز و شبی یک سجده طولانی کند و در آن بسیار بگوید: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین » (1) و در آن قصد کند که روح من در زندان طبیعت، اسیر و مقید به این قیود است و پروردگار من پاک تر از این است که به من ستم کند و من هستم که به خود ستم کرده ام و آن را دراین مهلکه ها انداخته ام و او یاران خودرا به این سجده توصیه می کرد و هر کس به آن عمل می کرد، تاثیر آن را در حالات خود می فهمید و هرچه طول سجود فردی بیشتر بود، تاثیر بیشتری نیز نصیب ساجد می شد .

    2 . انگشتری عقیق یا فیروزه به دست کردن; زیرا در حدیث آمده است که خداوند تعالی می فرماید: «من از بنده ای که دست به دعا بردارد و در دستش انگشتری فیروزه باشد، شرم دارم که دست او را رد کنم و محروم دارم » .

    3 . صدقه دادن قبل از دعا است; چنان که روایت شده است که «استنزلوا الرزق بالصدقه; یعنی روزی را به وسیله صدقه به سوی خود فرود آرید» .

    مقاله را با این کلام علامه حسن زاده آملی پی می گیریم: چنین شنیدم که میرزا مکرر در قنوت نوافل این شعر را می خواند:

    زان پیشتر که عالم فانی شود خراب

    مارا زجام باده گلگون خراب کن

     

    در محضرآیة الله بهجت(ره) (پرسش و پاسخ درباره نماز)

     

    - سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می‎شود؟

    جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می‎شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می‎شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.(10)   

    - سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

    جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید!(11)  - اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راه‎های اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر(عج) است.(12) 

    - گوی سبقت را نماز شب‎خوان‎ها ربودند مخفیانه!(13)  

    - سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

    جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می‎شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می‎شود.](14)   

    - سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

    جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می‎شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید.(15)    

    - از آیِه شریفه «اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ (عنکبوت/45) نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می‎دارد.» استفاده می‎شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر؛ کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی‎کند، واقعاً نمازش نماز نیست!)(16)

    ...ادامه

    ادامه نوشته

    اسرار نماز در نگاه آیة الله بهجت(ره)

     

    بیانات آیة الله بهجت(ره)  در باب نماز از سخنان ایشان جمع آوری شده و در این جا ارائه می گردد . به این امید که مورد استفاده قرار گیرد. 

    - نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل(قرار داده) شده است با همه مراتب خضوع و خشوع.(1)

     - نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش‎ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!(2)  

    - نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می‎شود.(3)  

    - تمام لذت‎ها روحی است؛ و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است.(4)  

    - قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است.(5)     

    - نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.(6)  

    - ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می‎ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می‎کنیم؛ و بعد به سجده و خاک برمی‎گردیم.(7)   

    - شاید حکمت تکرار نماز - علاوه بر تثبیت - سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد.(8)  

    - قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.(9)    

    ادامه نوشته

    ارزش نماز اول وقت

    آیت الله مصباح یزدی می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
    « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
    اول وقت سرّ عظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
    خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
    و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »

    ماخذ : کتاب به سوی محبوب  
    و کتاب برگی از دفتر آفتاب