آثار و فواید نماز(1)
نماز، آثار و فواید زیادی دارد که در اینجا به اهم آنها اشاره می کنیم:
1ـ از بین بردن گناهان
قرآن کریم می فرماید:
«و أقِم الصلوة طَرَفَی النّهار و زُلَفاً من اللّیل انّ الحسنات یُذهِبْنَ السیئات ذلک ذکری للذّاکرین»(2)
«در دو طرف روز و اوایل شب نماز را بپادار، چه آنکه حسنات، سیئات را از بین می برد. این تذکری است برای آنان که اهل تذکرند.»
در روایتی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:
«کسی که طبق دستور خداوند وضو بگیرد و نماز بخواند تمام گناهان گذشته اش آمرزیده می شود.»(3)
2ـ طهارت روح
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود:
«مَثَل نماز در بین شما مَثَل نهری است که در نزد هر یک از شماست که در شبانه روز پنج بار خود را در آن می شویید و با این شست و شو دیگر چرک و آلودگی در شما باقی نمی ماند؛ گناهان نیز با نمازهای پنج گانه شست و شو می شوند.»(4)
3ـ راندن شیطان
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «نماز، شیطان را روسیاه می کند.»(5)
4ـ بازداری از فحشاء و منکر
قرآن کریم می فرماید:
«انّ الصلاة تَنهی عن الفحشاء و المنکر»(6)
«نماز انسان را از زشتیها و گناه باز می دارد.»
...ادامه فواید و آثار نماز را در ادامه مطلب مطالعه کنید
1- الصلاة، محمد محمدی ری شهری، ص 139.
2- سوره هود (11) آیه 114.
3- سنن ابن ماجه، ج 1، ص 447.
4- امالی مفید، ص 189.
5- الفردوس، ج 2، ص 405.
6- سوره عنکبوت (29) آیه 45.
منبع:سایت حوزه: www.hawzah.net
میلاد | 21:12 - دوشنبه بیست و یکم آذر 1390

چون حقيقت نماز حضور قلب است، و حضور قلب مستلزم نفى خواطر و توجّه تام به ذات اقدس ربوبى است. لذا با اين توجّه تمام خاطرات مضمحل مىگردد، افكار و خيالات نيست و نابود مىگردد، آن لشكرهاى صف كشيده شده افكار و آن تداعى معانى صور و اشكال مانند نمك در آب حل مىشود، و آن آشوب و هيجان تبديل به آرامش و سكون مىگردد. آن گرد و غبار خيالات تبديل به زمين سرسبز و خرّم و آب پاشيده شده، آن امواج پرخروش تبديل به يك آب صاف و آرام مىشود. و معلوم است كه اقلّ فايده آن استراحت موقّتى از پريشانى حواس و افكار، و فائده مهم آن اتّصال به ابديّت و خداوند جلّ و علا است. چون آئينه دل صاف شد و آب خروشان آرام گرفت و گرد و غبار شهوات و افكار مشوّش نشست، جلوه خورشيد حقيقت و شمس سرمدى در قلب واضح مىشود؛ بنده خداى خود را مىبيند، با او مىگويد و با او مىشنود.
يكى از بزرگان مىفرمايد: من هر وقت بخواهم خدا با من صحبت كند قرآن مىخوانم، و هر وقت بخواهم من با خدا تكلّم كنم نماز مىخوانم چه حال بهتر از اين حال كه انسان دمى مغز خود را از فكر اين دنياى پر شر و شور خالى كند (دنيائى كه عيشش توأم با ناگوارى و حياتش توأم با موت و شاديش مقرون با سوگ و ماتم است) و توجّه به حرم انس و مقام قرب و محل أمان بگرداند، و به ابديّت پيوسته شود.
معنى آيه شريفه (إِنَّ الصَّلاة تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ )تنها اين نيست كه نماز انسان را از فحشا و منكرات ظاهرى باز مىدارد، بلكه اين افكار و خيالات كه فحشا و منكرات واقعى است و دشمنان راه سلوك و تجرّد، با نماز كه همان توجّه كامل به حضرت رب الأرباب است همه آنها را مانند خس و خاشاك مىسوزاند و در بوته مقام قرب نابود مىكند؛ لذا محمّد بن فُضَيل از حضرت رضا عليه السّلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمودند:
الصَّلاة قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ. [1]
[1] الكافى، ج 3، ص 265؛ و نيز در ج 78، بحار الأنوار، طبع آخوندى، ص 208 وارد است كه: چون أبوحنيفه به حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد: يا أباعَبدِاللهِ ما أصبَرَكَ عَلَى الصَّلاة؟ فَقالَ: وَيحَكَ يا نُعمانُ! أ ما عَلِمتَ أنَّ الصَّلاة قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ؟! الحديث. و نيز در تحف العقول، ص 221؛ و در ج 17، بحار الأنوار، كمپانى، ص 2] 13] از تحف العقول از أميرالمؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه: الصَّلاة قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ؛ الحديث: [نماز حالت قرب و نزديكى انسان با پروردگار است. مترجم]
منبع:کتاب انوارالملكوت، ج1، ص: 101 تالیف علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی
میلاد | 12:24 - سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390
«و اذا ضربتم فی الاْرض فلیس علیکم جناحٌ اَنْ تقصُرُوا من الصلوة ...»
«هنگامی که سفر می کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید ... .»
در روایات اثبات شده است که «لیس جناح» در اینجا به معنی واجب بودن است و این آیه را در کنار آیه مربوط به طواف خانه خدا قرار داده اند.
درباره حکمت و فلسفه شکسته شدن نماز مسافر، در کتاب علل الشرایع و عیون اخبار الرضا، از امام رضا ـ علیه السلام ـ چنین نقل شده است:
«نماز در سفر، شکسته شده است؛ زیرا نماز در ابتدا 10 رکعت بود که 7 رکعت، بعدها به آن افزوده شد؛ ولی خدای متعال در سفر تخفیف داده و آن زیادی را نخواسته است؛ به سبب اینکه برای مسافر در سفر ممکن است بجا آوردنش سخت شود؛ زیرا مسافر در سفر مشغول به امور اقامت و معیشت و مانند آن است؛ و این تخفیف خداوند از باب رحمت و لطف اوست ... تنها نماز مغرب است که شکسته نمی شود؛ زیرا نماز مغرب نمازی است که در اصل و در ابتدا یک بار شکسته شده و به 3 رکعت تبدیل گردیده. بنابراین دیگر نباید شکسته شود.»(۱)
(۱):وسائل الشیعه، ج 8، ص 520، ح 11337؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ح 1318؛ علل الشرایع، ص 323.
میلاد | 12:53 - چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390

پاسخ اول: «به سبب آن که رو به سمت خانه خدا کردنِ ظواهرِ بدن انسان، مقدمه و وسیله و محرکی است برای روی کردن باطن انسان به سوی جهت واحدی که همان خانه خدا باشد؛ همین امر باعث می شود که قلب انسان از حالت التفات به جهات مختلف خارج شود و تنها به یک سمت که خانه خداست ملتفت شود و این، خود مقدمه ای است برای توجه به صاحب خانه، که خداوند متعال می باشد.»(۱)
پاسخ دوم: حکمت امر به روی نمودن به سمت خاصی (سمت کعبه)، امتحان کردن بندگان بوده است به این که آیا به هر سمتی که خدا بگوید و به هر نحوی که او بگوید عبادت می کنند یا نه؟ از این رو خداوند بندگانش را تشویق و تحریک کرد تا کعبه را زیارت کنند و آن را بزرگ بشمرند و به وسیله آن خدا را عبادت کنند تا ببیند که چه کسی مطیع و چه کسی نافرمان است.(۲)
(۱):اسرار الصلاة، شهید ثانی،ص 79؛ ترجمه اسرار الصلاة، میرزا جواد ملکی،ص 198.
(۲):وسائل الشیعه، ج 4، ص 302، ح 5212 و ص 298، ح 5203.
میلاد | 12:44 - چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390
|
بسم الله الرحمن الرحيم فهرست موضوعي
|
|
این فهرست در این نسخه از نرم افزار، به صورت فهرست برخی منتخبات ارائه شده است و انشاء الله در نسخه آتی به صورت فرهنگ موضوعی ارائه خواهد شد. نمونه ای از مکتوبات خطی حضرت علامه طهرانی رحمه الله علیه حاوی دستور سلوکی آیه الله قاضی رحمه الله علیه و دستور سلوکی آیه الله حاج شیخ جواد انصاری همدانی رحمه الله علیه:
|
میلاد | 12:58 - دوشنبه دهم مرداد 1390
بهترین سخن، سخن خداست. خداوند متعال درباره قبولی نماز، معیاری را در قرآن بیان کرده است که با کمی دقت قابل فهم است. در آیه 45 سوره عنکبوت می فرماید: «ان الصّلاة تَنْهی عن الفحشاء و المنکر».
نشانه قبولی نماز، این است که انسان از گناه دوری کند؛ زیرا نماز باعث می شود که انسان به یاد خداوند باشد و این، باعث خوفِ از نافرمانی می شود.(۱)
امام صادق ـ علیه السلام ـ در روایتی فرموده است: «هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز می دارد یا نه؟ پس به هر اندازه که نمازش او را از گناه باز بدارد به همان مقدار نمازش قبول واقع شده است.»(۲)
پی نوشت ها:
(۱):تفسیر شبّر، ص 605.
(۲): ترجمه المیزان، ج 16، ص 211.
میلاد | 12:51 - پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390
برای دانلود کتابهای علامه طهرانی با فرمت Pdf می توانید به ۲ وب سایت زیر مراجعه کرده از قسمت کتابخانه سایت کتابها را دانلود کنید یا از لینک زیر استفاده کنید(از صفحه ۳ به بعد لینک باز شده کتابها را دانلود کنید) :
لینک دانلود کتابها: http://www.maktabevahy.org/Services/Library/EBooks/index.aspx
میلاد | 18:27 - دوشنبه بیستم تیر 1390

1. الله شناسي(۳ جلد)
2. امام شناسي(۱۸ جلد)
3. معاد شناسي(۱۰ جلد)
دوره علوم:
الف- اخلاق وحكمت وعرفان
5. رساله سيروسلوك منسوب به بحرالعلوم
6. رساله لب الباب در سير و سلوك اوليالالباب
7. توحيد علمي و عيني
8. مهر تابان
9. روح مجرد
ب- مباحث تفسيري
10. رساله بديعه
11. رساله نوين
ج- مباحث علمي وفقهي
12. رساله حول مساله رؤيه الهلال
13. وظيفه فرد مسلمان در احياي حكومت اسلام بههمراه نامه نقد و اصلاح پيشنويس قانون اساسي
14. ولايت فقيه در حكومت اسلام(۴ جلد)
15. نور ملكوت قرآن (۴ جلد)
16. نگرشي برمقاله قبض و بسط تئوريك شريعت
17. رساله نكاحيه: كاهش جمعيت ضربهاي سهمگين بر پيكر مسلمين
د- مباحث تاريخي
18. لمعات الحسين
19. هديه غديريه:دو نامه سياه و سپيد
منبع:پایگاه علوم و معارف اسلام
عصاره ي دوره علوم و معارف اسلام:
-
خداوند همه جا هست چشم بگشا و ببين.
-
تا وقت باقي است بايد دست به راه عرفان و سلوك الي الله زد.
-
سرانجام انسان در هستي بايد اتصال به ذات بينهايت خداوند باشد.
-
فقط با اجراي كامل قانون خدا ميتوان به سعادت رسيد.
-
صراط مستقيم در جمع ميان زندگي ظاهري و تزكيه باطني است.
-
علوم بشري هر قدر كه بالا برود مقيد است و محدود لذا نميتواند تعبّد را از ميان بردارد.
-
تنها راه نجات مسلمين بازگشت به قرآن است.
-
اصل و فرع حقايق و معاني دردست ائمه اطهار است.
-
قيامت محل لمس توحيد و عظمت بي انتهاي خداوند است.
-
صدق و يقين در طرفداران ولايت و ظلمت و ناداني در طرفداران باطل نمايان است.
-
قلب امام مركز توحيد است.
-
خداي تراشيده شده از روي قواعد ذهني قابل پرستش نيست.
-
مركز تصميم گيري در اسلام اختصاص به عالمترين و متصلترين مردم به خدا دارد.
-
علامه طباطبائي هم استاد در عقل بود هم در قلب و هم در شرع.
-
خداوند تحمل امور مشقت بار و كارهاي سنگين را از دوش زن برداشته است.
-
ديدن هلال ماه در يك منطقه، فقط براي مناطق هم افق(ياشرقي) آن حجت است.
-
مشكل اصلي در عدم توازن جمعيت و توزيع نادرست امكانات است نه افزايش جمعيت.
-
تفكيك قوا غلط است؛ كليه قوا بايد در وجودِ آگاهترين مردم و متصلترين آنها به خدا قرار گيرد.
-
تاريخ همه مسلمين جهان بايد هجري قمري باشد.
برای خرید اینترنتی کتابهای علامه طهرانی می توانید به سایت سرای جاوید مراجعه کنید:
میلاد | 12:27 - دوشنبه بیستم تیر 1390

حضرت علامه آيهالله حاج سید محمذ حسین حسيني طهراني در سال 1345 هجری قمري در طهران ديده به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم آيهالله حاج سيد محمد صادق كه از شاگردان آيهالله ميرزا محمدتقي شيرازي و هم بحث مرحوم آيهالله سيد عبدالهادي شيرازي بود، انساني بصير و غيور و حافظ فرهنگ الهي و سنت نبوي و شئونات اصيل اسلام و از بارزين در حفظ تديّن در برابر دستگاه رضا خان پهلوي بوده يكي از چهار عالم سرشناس طهران به شمار ميرفت. مرحوم علامه حسيني طهراني با سرپرستي اين پدر، دوران تحصيلات ابتدائي و متوسطه خود را در رشته مكانيك و ماشين سازي سپري نمود.
پس از اتمام تحصيلات با وجود پيشنهادات بسيار براي ادامه تحصيل در خارج و پذيرش مسئوليتهاي گوناگون در رشته تخصصي، با استمداد از ثقل اكبر الهي، تحصيل علوم توحيدي و قرآني را انتخاب نموده، راه طلبگي را پيش گرفت و بهدست مرحوم آيهالله ميرزا محمد طهراني صاحب"مستدرك البحار"كه از اعاظم عصر و دائي پدري او بود، در مشهد مقدس مخلع به لباس تقوي و علم گرديد و در سال 1364 قمري به شهر قم مشرف شده در مدرسه مرحوم آيهالله حجت مشغول تحصيل گرديد.
تحت عنايات حضرت معصومه سلاماللهعليها با علامه طباطبائي آشنا شده، باب انس و الفت ميان آن دو گشوده شد. مرحوم علامه حسيني طهراني ظاهر و باطن خود را به عقل و قلب اين فرزانه علم و حكمت و تفسير سپرد و از خواص شاگردان ايشان گرديد. در كتاب"مهر تابان"كه يادنامه علامه طباطبائي است اينگونه نوشتهاند:
"حقاّ اگر ما به چنين مردي برخورد نكرده بوديم خسرالدنيا والاخره دستمان از همه چيز خالي بود."مدت هفت سال در شهر قم براي فهم دين، كمر همّت بست و در سطوح مختلف از اساتيد مبرّز و متخلق به اخلاق الهي همچون مرحوم آيهالله حاج سيد رضا بهاء الديني، مرحوم حاج شيخ عبدالجواد سدهي، مرحوم آيهالله حاج شيخ مرتضي حائري، مرحوم آيهالله سيد محمد حجت، مرحوم آيهالله سيد محمد داماد و مرحوم آيهالله العظميحاج آقا حسين بروجردي استفادههاي شاياني نمود. در سال 1370قمري به سفارش علامه طباطبائي و شهيد شيخ محمد صدوقي يزدي راهي ديار نوراني موليالموالي اميرالمومنين عليهالسلام گرديد. مرحوم علامه طباطبائي در نامهاي به ايشان مينويسند:"اگر نبود هجرت و وفود سركار به آستان ملائك پاسبان حضرت موليالموالي اميرالمومنين عليهالسلام و استفاضه از آن عتبه ملكوتيه، هيچگاه به هجرت شما رضايت نميدادم."ايشان در نجف اشرف به محضر پر درايت مرحوم آيهالله حاج شيخ حسين حلي راه يافته، رحل خود را در فقه و اصول در آنجا فرود آورد. در درس مرحوم آيهالله حاج سيد ابوالقاسم خوئي و مرحوم آيهالله حاج سيد محمود شاهرودي و مرحوم آيهالله حاج آقا بزرگ طهراني نيز شركت جسته، از شاگردان مبرّز آنها گردید .
....ادامه در ادامه مطلب منبع:پایگاه علوم و معارف اسلام
میلاد | 12:8 - دوشنبه بیستم تیر 1390

آيتالله سبحاني به سئوالي پيرامون چرايي اقامه نماز با دست باز از سوي شيعه و نيز بستن دستها از سوي اهل سنت پاسخ داد.
متن اين سؤال و پاسخ حضرت آيتالله سبحاني كه در سايت خبري حوزهنيوز منتشر شده به شرح ذيل است:
چرا شیعیان با دست باز نماز میخوانند؟
قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموری است که استحباب آن بین فقهای سه مذهب از مذاهب چهارگانة اهل سنّت مشهور است:
حنفیها میگویند: روی هم گذاشتن دستها در نماز، سنّت است و واجب نیست، و برای مرد بهتر است که کف دست راستش را بر پشت دست چپ، زیر ناف قرار دهد، و زن دستها را بر سینهاش بگذارد.
شافعیها میگویند: گذاشتن دست روی یکدیگر، در نماز، برای مرد و زن سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ زیر سینه و بالای ناف به سمت چپ قرار دهد.
حنبلیها میگویند: گذاشتن دستها روی هم، سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده، زیر ناف قرار دهند.
فرقه مالکیّه بر خلاف سه مذهب فوق میگویند: آویختنِ دستها در نمازهای واجب، مستحب است، قبل از مالکیها نیز جماعتی همین قول را گفتهاند که از آن جملهاند: عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیّب، سعید بن جبیر، عطاء، ابن جریح، نخعی، حسن بصری، ابن سیرین و جماعتی از فقها.
از امام اوزاعی منقول است که نمازگزار، بین آویختن دستها یا روی هم قرار دادن آنها مخیر است.[1]
امّا مشهور بین شیعه امامیّه آن است که قرار دادن دستها روی یکدیگر در نماز، حرام، و موجب بطلان نماز است و به ندرت از فقهای شیعه کسی قائل به کراهت شده، مانند ابو الصلاح حلبی در کافی.[2]
کیفیت نماز پیامبر(ص)
با این که به جز مالکیها، مذاهب دیگر اهل سنّت، قرار دادن دست چپ بر دست راست در نماز را جایز شمردهاند و دربارة این مسأله سخن بسیار گفتهاند، با این حال دلیل قانع کنندهای حتّی بر جواز آن ندارند،چه رسد بر استحباب. بلکه میتوان ادّعا کرد که دلایلی بر خلاف ادعای آنان وجود دارد و روایاتی که از فریقین (شیعه و سنّی) بیانگر طریقه نماز گزاردن رسول اکرم(ص) است، از گذاشتن دستها بر یکدیگر سخنی به میان نیاورده است و امکان ندارد که پیامبر (ص) امر مستحبّی را در طول حیات خود(یا بخشی از آن) ترک نماید. اکنون سه نمونه از این روایات، دو مورد از طریق اهل سنّت و دیگری از طریق شیعه امامیّه را ذکر میکنیم که هر دو روایت، چگونگی نماز پیامبر(ص) را بیان میکند و در هیچیک کوچکترین اشارهای به روی هم قرار دادن دست نشده، چه رسد به چگونگی آن:
الف: حدیث ابی حُمید ساعدی
حدیث ابی حُمید ساعدی را برخی از محدّثان (سنّی) روایت کردهاند و ما از کتاب سنن بیهقی نقل میکنیم که گفت: او رو به اصحاب پیامبر(ص) کرد و گفت: من داناترین شما به نماز رسول خدا (ص) هستم. گفتند: به چه سبب؟ زیرا تو نه بیش از ما پیرو آن حضرت بودهای و نه افزونتر از ما مصاحبتش کردهای. گفت: چرا، گفتند: پس (کیفیّت نماز آن حضرت را) بر ما عرضه کن. ابوحُمید گفت:
رسول خدا(ص) هرگاه میخواست به نماز بایستد، دستها را تا برابر شانههایش بالا میبُرد، سپس تکبیر میگفت و هنگامی که همه اعضایش به حال اعتدال در جای خود قرار میگرفت به قرائت میپرداخت، آنگاه تکبیر میگفت و دستها را تا برابر شانه بالا میبُرد، پس از آن به رکوع میرفت و دو کف دست را بر زانوها میگذاشت و در حال اعتدال که نه سرش را بالا میگرفت و نه پایین میانداخت، رکوع را انجام میداد. سپس از رکوع سر بلند میکرد(میایستاد) و میگفت: سمع اللّه لمن حمده. آنگاه دستها را تا برابر شانهها بالا میبُرد و تکبیر میگفت،
سپس (برای سجده) متوجّه زمین شده و دستهایش را (در سجده) از پهلوهایش جدا میگرفت، آنگاه سر از سجده برمیداشت و پای چپش را خم میکرد و بر آن مینشست. انگشتان پاهایش را در سجده باز مینمود و سجده دوم را نیز همینگونه انجام میداد و پس از سجده، تکبیر میگفت، سپس پایش را خم کرده بر آن مینشست در حالی که هر عضوی به حال اعتدال قرار میگرفت. رکعت بعدی را هم به همین کیفیّت انجام میداد و پس از دو رکعت در حال قیام، تکبیر میگفت و دستهایش را تا برابر شانهها بالا میبرد همانگونه که تکبیر افتتاحیّه را انجام میداد و در بقیّه نمازش نیز همینطور عمل میکرد تا به سجده آخر. پس از آن سلام میگفت، پای چپ را عقب قرار میداد و بر سمت چپ بر وَرِک[3] مینشست.
همه گفتند: ابوحمید راست گفت، رسول خدا(ص) بدین گونه نماز میگزارد.[4]
این بود حدیثی در مقام بیان کیفیّت نماز رسول خدا(ص) که از طریق اهل سنّت روایت شده که وجه دلالت آن را دانستیم. اکنون به حدیثی که شیعه امامیه روایت کرده توجه کنید:
ب: حدیث حمّاد بن عیسی
حمّاد بن عیسی از امام جعفر صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: چه قدر ناپسند است برای مردی که 60یا 70 سال از عمرش بگذرد و یک نماز با شرایط کامل انجام نداده باشد. حمّاد گفت: (از این سخن امام (ع)) در دلم احساس حقارت کردم و عرض کردم: فدایت شوم، نماز را (با شرایط کامل) به من تعلیم فرما.
پس ابوعبداللّه (ع) (جعفر بن محمّد‘) راست قامت رو به قبله ایستاد و دستهایش را با انگشتان بسته بر روی رانهایش انداخت و پاهایش را نزدیک به هم به فاصلة سه انگشت باز قرار داد و انگشتان پاهایش همه رو به قبله بود و آنها را از قبله منحرف نمیکرد و با خشوع و فروتنی تمام بود، پس تکبیر گفت و سوره حمد و قل هو اللّه احد را با ترتیل قرائت کرد، سپس به اندازه نفس کشیدنی در حال قیام صبر کرد و پس از آن تکبیر گفت در حالی که هنوز ایستاده بود، آنگاه به رکوع رفت و دو کف دستش را با انگشتان باز روی کاسه زانوهایش قرار داد و زانوها را به عقب داد تا پشتش صاف شد به طوری که اگر قطرهای آب یا روغن بر پشتش ریخته میشد به واسطه راست بودن پشتش به هیچ طرف مایل نمیگشت،
امام گردنش را (در رکوع) راست گرفت و چشمانش را بست و سه مرتبه با ترتیل تسبیح (سبحان رَبّی العظیم وبحمده) گفت، سپس راست قامت ایستاد و چون کاملاً به حال قیام درآمد، گفت: «سمع اللّه لمن حمده» و بعد از آن در همان حال قیام، تکبیر گفت و دستها را تا مقابل صورت بالا آورد، و آنگاه به سجده رفت و دستهایش را قبل از زانوها بر زمین گذاشت و سه مرتبه گفت: سبحان ربّی الأعلى وبحمده، و (در سجده) عضوی از بدنش را بر عضو دیگر نگذاشت و بر هشت موضع سجده کرد: پیشانی، دو کف دست، دو کاسه زانو، دو انگشت ابهام پا، و بینی، ( گذاشتن هفت موضع در سجده بر زمین واجب و گذاشتن بینی بر خاک سنّت است که اِرغام نامیده میشود). سپس سر از سجده برداشت و هنگامی که راست نشست، تکبیر گفت و ساق پای چپ را خم کرده، روی آن نشست و پشت پای راستش را بر کف پای چپش گذاشت و گفت: «أستغفر اللّه ربّی و أتوب إلیه»، و در همان حال نشسته تکبیر گفت و بعد سجده دوم را مانند سجده اوّل بجا آورد و همان ذکر تسبیح را در سجده دوم نیز گفت و از عضوی از بدنش برای عضو دیگر در رکوع و سجود کمک نگرفت و در حال سجده دستهایش را به صورت بال از بدنش جدا گرفت و ذراعِ دستها را بر زمین نگذاشت و بدین ترتیب دو رکعت نماز بجا آورد .
سپس فرمود: ای حمّاد، این گونه نماز بخوان، و در نماز به هیچ سویی التفات مکن و با دستها و انگشتانت بازی مکن و آب دهان به راست و چپ یا پیش رویت مینداز.[5]
چنان که ملاحظه میشود هر دو روایت در صدد بیان کیفیّت نماز واجب است و در هیچکدام کوچکترین اشارهای به روی هم گذاشتن دستها نشده است، زیرا اگر گرفتن دست سنّت بود، امام صادق (ع) در بیان خود آن را ترک نمیکرد و حال این که آن حضرت با عمل خود، نماز رسول خدا (ص) را برای ما مجسّم میکرد، چون او از پدرش امام باقر(ع) و امام باقر(ع) از پدرانش و آنها از امیرمؤمنان(ع) و او از رسول اعظم صلوات اللّه علیهم اجمعین گرفتهاند. بنابراین، دست روی دست گذاشتن در نماز بدعت است؛ زیرا گرفتن دست در واقع داخل کردن چیزی است در شریعت که از شریعت نیست.
...ادامه را در ادامه مطلب مطالعه کنید
میلاد | 15:51 - پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389

مرد بايد در حال نماز اگر چه كسى او را نمىبيند، عورتين خود را بپوشاند.و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.
زن بايد در موقع نماز تمام بدن، حتى سر و موى خود را بپوشاند. ولى پوشاندن صورت به مقدارى كه در وضو شسته مىشود، و دستها تا مچ، و پاها تا مچ پا لازم نيست. اما براى آنكه يقين كند كه مقدار واجب را پوشانده است، بايد مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين تر از مچ را هم بپوشاند.
موقعى كه انسان قضاى سجده فراموش شده يا تشهد فراموش شده را بجامىآورد، بلكه بنابر احتياط واجب در موقع سجده سهو هم، بايد خود را مثل موقع نماز بپوشاند.
اگر انسان عمدا در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است. بلكهاگر از روى ندانستن مساله هم باشد، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.
اگر در بين نماز بفهمد كه عورتش پيدا است، بايد آن را بپوشاند. و چنانچه پوشاندن عورت زياد طول بكشد، احتياط واجب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند. ولى اگر بعداز نماز بفهمد كه در نماز عورت او پيدا بوده، نمازش صحيح است.
...ادامه در ادامه مطلب
منبع:رساله آیت الله خمینی(رحمه الله علیه)
میلاد | 14:7 - سه شنبه دوازدهم بهمن 1389

نماز آيات دو ركعت است و در هر ركعت پنج ركوع دارد، و دستور آن اين است كه انسان بعد از نيت، تكبير بگويد و يك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع رود و سر از ركوع بردارد، دوباره يك حمد و يك سوره بخواند، باز به ركوع رود تا پنج مرتبه، و بعد از بلند شدن از ركوع پنجم دو سجده نمايد و برخيزد و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول بجا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.
در نماز آيات ممكن است انسان بعد از نيت و تكبير و خواندن حمد،آيههاى يك سوره را پنج قسمت كند و يك آيه يا بيشتر از آن را بخواند وبه ركوع رود و سر بردارد و بدون اين كه حمد بخواند قسمت دوم همان سوره را بخواند و به ركوع رود و همين طور تا پيش از ركوع پنجم سوره را تمام نمايد، مثلا به قصد سوره "قل هو الله احد" بسم الله الرحمن الرحيم بگويد و به ركوع رود، بعد بايستد و بگويد: "قل هو الله احد" دوباره به ركوع رود و بعد از ركوع بايستد و بگويد: "الله الصمد" باز به ركوع رود و بايستد و بگويد: "لم يلد و لم يولد" و برود به ركوع بازهم سر بردارد و بگويد: "و لم يكن له كفوا احد" و بعد از آن به ركوع پنجم رود و بعداز سر برداشتن، دو سجده كند و ركعت دوم را هم مثل ركعت اول بجا آورد و بعد از سجده دوم، تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
اگر در يك ركعت از نماز آيات پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در ركعت ديگر يك حمد بخواند و سوره را پنج قسمت كند، مانعى ندارد.
...ادامه در ادامه مطلب
میلاد | 9:41 - سه شنبه دوازدهم بهمن 1389

نماز آیات که دستور آن بعدا گفته خواهد شد به واسطه چهار چیز واجب می شود:
اول: گرفتن خورشید.
دوم: گرفتن ماه، اگر چه مقدار کمی از آنها گرفته شود و کسی هم از آن نترسد.
سوم: زلزله، اگر چه کسی هم نترسد.
چهارم: رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند اینها در صورتی که بیشتر مردم بترسند، که بنا بر احتیاط واجب باید برای اینها هم نماز آیات بخوانند.
اگر از چیزهایی که نماز آیات برای آنها واجب است بیشتر از یکی اتفاق بیافتد انسان باید برای هر یک از آنها یک نماز آیات بخواند، مثلا اگر خورشید بگیرد و زلزله هم بشود باید دو نماز آیات بخواند.
كسى كه چند نماز آيات بر او واجب است اگر همه آنها براى يك چيز بر او واجب شده باشد، مثلا سه مرتبه خورشيد گرفته و نماز آنها را نخوانده است موقعى كه قضاى آنها را مىخواند، لازم نيست معين كند كه براى كدام دفعه آنها باشد و همچنين است اگر چند نماز براى رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها براو واجب شده باشد ولى اگر براى آفتاب گرفتن و ماه گرفتن و زلزله، يا براى دوتاى اينها نمازهايى بر او واجب شده باشد بنابر احتياط واجب بايد موقع نيت، معين كند، نماز آياتى را كه مىخواند براى كدام يك آنها است.
چيزهايى كه نام آيات براى آنها واجب است در هر شهرى اتفاق بيافتد فقط مردم همان شهر بايد نماز آيات بخوانند و بر مردم جاهاى ديگر واجب نيست، ولى اگر مكان آنها بقدرى نزديك باشد كه با آن شهر يكى حساب شود نماز آيات بر آنها هم واجب است.
از وقتى كه خورشيد يا ماه شروع به گرفتن مىكند انسان بايد نماز آيات را بخواند و بنابر احتياط واجب بايد به قدرى تاخير نيندازد كه شروع به باز شدن كند.
اگر خواندن نماز آيات را به قدرى تاخير بيندازد كه آفتاب يا ماه شروع به باز شدن كند بايد نيت ادا و قضا نكند ولى اگر بعد از باز شدن تمام آن،نماز بخواند بايد نيت قضا نمايد.
اگر مدت گرفتن خورشيد يا ماه بيشتر از خواندن يك ركعتباشد ولى انسان نماز را نخواند، تا به اندازه خواندن يك كعتبه آخر وقت آن مانده باشد بايد نيت ادا كند بلكه اگر مدت گرفتن آنها به اندازه خواندن يك ركعت هم باشد بنابر احتياط واجب بايد نماز آيات را بخواند و ادا است.
موقعى كه زلزله و رعد و برق و مانند اينها اتفاق مى افتد، انسان بايد فورا نماز آيات را بخواند و اگر نخواند معصيت كرده و تا آخر عمر بر او واجب است و هر وقتبخواند ادا است.
اگر بعد از باز شدن آفتاب يا ماه بفهمد كه تمام آن گرفته بوده بايد قضاى نماز آيات را بخواند ولى اگر بفهمد مقدارى از آن گرفته بوده قضا بر او واجب نيست.
اگر عدهاى بگويند كه خورشيد يا ماه گرفته است چنانچه انسان از گفته آنان يقين پيدا نكند و نماز آيات نخواند و بعد معلوم شود راست گفتهاند، در صورتى كه تمام خورشيد يا ماه گرفته باشد بايد نماز آيات را بخواند و اگر دو نفر كه عادل بودن آنان معلوم نيستبگويند خورشيد يا ماه گرفته، بعد معلوم شود كه عادل بودهاند بايد نماز آيات را بخواند، بلكه اگر معلوم شود كه مقدارى از آن گرفته احتياط واجب آن است كه نماز آيات را بخواند.
...ادامه در ادامه مطلب
میلاد | 9:5 - سه شنبه دوازدهم بهمن 1389

این مطلب مربوط به آیه 55 و 56 سوره مائده است:
«انّما ولیکم اللّه و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون و من یتولّ اللّه و رسوله والذین امنوا فانّ حزب اللّه هم الغالبون»
«سرپرست شما تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آورده اند؛ همانان که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع، زکات می دهند. و کسانی که ولایت خدا و پیامبر و افراد با ایمان را بپذیرند (پیروزند؛ زیرا) حزب خدا پیروز است.»
پاسخ اول: امام علی ـ علیه السلام ـ در نماز، از خود بیگانه می شدند نه از خدا، و زکات دادن در هنگام رکوع، توجه به خویشتن نیست، بلکه عین توجه به خداست؛ به عبارت دیگر عمل حضرت، در واقع، انجام دادن عبادت در ضمن عبادت است نه انجام دادن یک عمل مباح در ضمن عبادت؛ و به عبارت روشن تر آنچه با حضور قلب منافات دارد، توجه به مسائل مربوط به زندگی مادی و شخصی است، اما توجه به آنچه در مسیر رضای خداست، توجه به مسائل اخروی است که با روح عبادت و حضور قلب کاملاً سازگار است و آن را تأکید می کند. ذکر این نکته نیز لازم است که معنای غرق شدن در توجه به خدا این نیست که انسان، بی اختیار احساس خود را از دست بدهد؛ بلکه به معنای این است که با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و برای خدا نیست باز دارد.(۱)
هیچ گونه مناجات و راز و نیازی غیر از نماز، فواید و آثار نماز را نخواهد داشت و صرف پاکی دل نیز ـ به فرض اینکه بدون نماز بتوان به آن رسید ـ برای انسان فایده ای نخواهد داشت.
پاسخ دوم: زکات دادن موجب کمال است و حضرت در این عمل، میان عبادت روحی و بدنی با عبادت مالی یعنی انفاق جمع کرده است. آن التفاتی که مانع حضور قلب می شود توجه به امور دنیوی است وگرنه توجه به عمل خیر، عبادت در عبادت است و موجب کمال می باشد؛ مثلاً اگر انسان در نماز برای از دست دادن عزیزی گریه کند، نمازش باطل است، ولی اگر در حال نماز، برای شوق و اشتیاق به حق و یا خوف از خدا گریه کند، موجب کمال و فضیلت است.(۲)
پی نوشتها:
۱- تفسیر نمونه، ج 4، ص 428.
۲- شبهای پیشاور، ص 453.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه
میلاد | 16:19 - دوشنبه یازدهم بهمن 1389
|
پرسش: |
| اگر در رکعت دوم نماز چهار رکعتی به امام جماعت رسیدیم، بقیه نماز را چگونه کامل کنیم؟ |
| پاسخ: |
اگر در رکعت دوم به امام جماعت برسد، اقتدا نموده قنوت و تشهد را با امام میخواند و احتیاط آن است که موقع خواندن تشهد،انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند(به صورت نیم خیز بنشیند و تشهد را نخواند) و باید بعد از تشهد، با امام برخیزد و حمد و سوره را به اخفا(با صدای آهسته) بخواند و حتی بسم الله الرحمن الرحیم را به صورت اخفا و آرام (بدون صدا) بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد، حمد را تمام کند و در رکوع یا سجده، خود را به امام برساند، یا نیت فرادی کند و نمازش صحیح است ولی اگر در سجده به امام برسد بهتر است که احتیاطا نماز را دوباره بخواند، به هر صورت در رکعت دوم خود، که رکعت سوم امام است، باید تشهد را به جا آورده و بقیه نماز را ادامه دهد. (توضیح المسائل آیت الله خمینی (ره) مساله 1439) |
میلاد | 15:42 - یکشنبه دهم بهمن 1389
«علت اینکه بعضی نمازها باید بلند و بعضی آهسته خوانده شود این است که نمازهایی که باید بلند خوانده شوند (صبح، مغرب، عشاء) در اوقاتی است که هوا نسبتاً تاریک و واجب است بلند خوانده شوند که اگر کسی از آنجا عبور می کند، بداند که جماعتی در آنجا نماز می خوانند تا اگر خواست به آنها ملحق شود؛ چون تاریکی مانع دیدن اوست و بلند خواندن باعث می شود او صدای نمازگزاران را بشنود. ولی دو نمازی که آهسته خوانده می شوند (ظهر و عصر) به دلیل اینکه روز است و عملشان کاملاً قابل رؤیت است، احتیاج به بلند خواندن ندارد.»(۱)
پاسخ دوم: در روایت است که از امام صادق ـ علیه السلام ـ سؤال شد که چرا باید نمازهای جمعه، مغرب، عشاء و صبح را بلند خواند ولی نماز ظهر و عصر را آهسته؟ حضرت فرمود:
«زیرا پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وقتی به معراج رفتند اولین نمازی که خدا بر او واجب کرد، نماز جمعه بود؛ آنگاه خداوند به ملائکه امر کرد تا پشت سر پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بایستند و به پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دستور داد که نمازش را بلند بخواند تا فضل و برتری خود را به ملائکه نشان دهد. سپس نماز عصر را بر او واجب کرد، ولی کسی را به پیامبر اضافه نکرد تا به وی اقتدا کند؛ از این رو دستور داد تا آهسته قرائت کند. سپس نماز مغرب را واجب کرد و ملائکه را به پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ افزود. پس امر کرد تا بلند بخواند و همین طور در نماز عشاء. وقتی فجر نزدیک شد، پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از آسمان نزول کرد، آنگاه خداوند نماز صبح را بر او واجب کرد و امر کرد تا بلند بخواند تا فضل خود را به مردم نشان دهد، چنان که به ملائکه فضل خود را نشان داده بود.»(۲)
پی نوشتها:
۱- وسائل الشیعه، ج 6، ص 82، ح 77406.
۲- وسائل الشیعه، ج 6، ص 83، ح 7407.
میلاد | 22:34 - پنجشنبه بیست و سوم دی 1389
آیه 101 سوره نساء دلالت دارد بر اینکه مسافر باید نمازش را قصر (شکسته) بخواند. آنجا که می فرماید:
«و اذا ضربتم فی الاْرض فلیس علیکم جناحٌ اَنْ تقصُرُوا من الصلوة ...»
«هنگامی که سفر می کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید ... .»
در روایات اثبات شده است که «لیس جناح» در اینجا به معنی واجب بودن است و این آیه را در کنار آیه مربوط به طواف خانه خدا قرار داده اند.
درباره حکمت و فلسفه شکسته شدن نماز مسافر، در کتاب علل الشرایع و عیون اخبار الرضا، از امام رضا ـ علیه السلام ـ چنین نقل شده است:
«نماز در سفر، شکسته شده است؛ زیرا نماز در ابتدا 10 رکعت بود که 7 رکعت، بعدها به آن افزوده شد؛ ولی خدای متعال در سفر تخفیف داده و آن زیادی را نخواسته است؛ به سبب اینکه برای مسافر در سفر ممکن است بجا آوردنش سخت شود؛ زیرا مسافر در سفر مشغول به امور اقامت و معیشت و مانند آن است؛ و این تخفیف خداوند از باب رحمت و لطف اوست ... تنها نماز مغرب است که شکسته نمی شود؛ زیرا نماز مغرب نمازی است که در اصل و در ابتدا یک بار شکسته شده و به 3 رکعت تبدیل گردیده. بنابراین دیگر نباید شکسته شود.»(1)
پی نوشت:
۱-وسائل الشیعه، ج 8، ص 520، ح 11337؛ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ح 1318؛ علل الشرایع، ص 323.
میلاد | 22:14 - پنجشنبه بیست و سوم دی 1389
لزوم پوشش بانوان در نماز

فلسفه حجاب در نماز چيست؟ خدا كه با همه محرم است!
با توجه به اين كه خداوند متعال عليم و حكيم است، پس يكايك احكام، حكمت خاصى دارند، ولكن پى بردن به آن اسرار، براى ما هم، ميسر نيست و هم، چندان مفيد نيست چه اين كه با علم محدود ما از نيازها، استعدادها و نيز راه رفع نيازهاى واقعى و شكوفا كردن استعدادها به نحو صحيح و بدون مخاطرات جسمى و روحى، مادى و معنوى، چگونه مىتوان چنين ادعايى نمود.
علاوه بر اين كه اساس در اين احكام، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل حضرت پروردگار است. البته چه بسا ممكن است آگاهى به اين اسرار و حكمتها حداقل در بعضى افراد، موجب تقويت انگيزه آنها در پيروى از آن دستورات شود به همين جهت در صدد كنكاش از اسرار و حكمتهاى احكام مىكنند.
به هر صورت حجاب و پوشش بانوان در نماز، علل و فلسفههاى متعددى دارد؛ از جمله:
الف. اين خود نوعى تمرين مستمر و روزانه براى حفظ حجاب مىباشد و يكى از عواملى است كه در پاسداشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگيرى از آسيبپذيرى آن، نقش مهمى ايفا مىكند.
ب. وجود پوششى يك پارچه براى تمام بدن و داشتن پوششى مخصوص براى نماز، توجه و حضور قلب انسان را بيشتر مىكند و از التفات ذهن به تجملات و چيزهاى رنگارنگ مىكاهد و ارزش نماز را صد چندان مىكند.
میلاد | 21:51 - پنجشنبه بیست و سوم دی 1389
.jpg)
از این پرسش، چند پاسخ داده شده است:
پاسخ نخست:
از امام حسن ـ علیه السلام ـ روایت شده است که فرمود:
«عده ای از یهود نزد پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمدند و داناترین آنها درباره مسائلی از آن حضرت پرسش کرد؛ یکی از پرسشها این بود که گفت: "بفرمایید تا بدانم به چه دلیل خداوند عز و جل، این نمازهای پنج گانه را در طول شبانه روز در پنج نوبت بر امت تو مقرر فرمود؟" پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: "خورشید را در هنگام زوال، حلقه ای است که به آن داخل می شود(18) و در این هنگام، هر چه در میان عرش (آسمان) و زمین است به تسبیح و تحمید پروردگارم ـ جل جلاله ـ زبان می گشاید و این همان ساعتی است که پروردگارم ـ جل جلاله ـ صلوات و رحمت و برکات خود را بر من نازل می فرماید و در این موقع بر من و امتم نماز (ظهر) را واجب کرده و فرموده است: "أقم الصلوة لدلوک الشمس الی غَسق اللیل"(19) و این ساعتی است که در روز قیامت جهنم را در صحرای محشر می آورند. پس هیچ مؤمنی نیست که آن ساعت به نماز ایستاده باشد مگر آنکه خداوند بدنش را بر آتش حرام سازد؛ اما نماز عصر، همان ساعتی است که حضرت آدم ـ علیه السلام ـ در آن وقت از شجره ممنوعه تناول کرد و خداوند عز و جل او را از بهشت بیرون راند. پس خداوند فرزندان و ذریه او را به خواندن این نماز (عصر) تا روز قیامت امر و آن را برای امت من اختیار فرمود و این نماز از محبوب ترین نمازها نزد خداوند است و مرا به محافظت آن از میان نمازها سفارش فرموده است؛ نماز مغرب همان ساعتی است که خداوند ـ عز و جل ـ بر آدم ـ علیه السلام ـ بخشود و توبه او را در آن موقع قبول کرد ... و این سه رکعت نماز را بر امت من واجب فرمود و این ساعتی است که دعا در آن مستجاب می شود و پروردگارم به من وعده فرمود که هر کس در آن موقع در پیشگاهش دعا کند دعایش را مستجاب فرماید. همین طور نماز عشاء یا نماز خفتن؛ همانا قبر را تاریکی و سیاهی عظیمی است و روز قیامت را نیز تاریکی هولناکی است، پس پروردگارم ـ عز و جل ـ به من و امتم امر فرموده که این نماز (عشاء) را بجا آوریم تا روشنی بخش قبرهایمان باشد و نیز برای اینکه به من و امتم نوری در گذشتن از صراط کرامت فرماید و هیچ قدمی نیست که در راه رفتن برای نماز عشاء برداشته شود مگر اینکه خداوند عز و جل آن بدن را بر آتش حرام سازد و این نمازی است که خداوند تعالی برای پیامبران مرسل پیش از من اختیار فرمود. اما نماز صبح؛ وقتی خورشید از میان دو شاخ (یا فرق سر) شیطان طلوع می کند، پروردگارم مرا امر فرموده که قبل از طلوع خورشید، نماز صبح را بجای آورم و پیش از آن که کافران آفتاب را سجده آورند امت من خداوند عز و جل را سجده کنند.»(20)
پاسخ دوم:
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«هنگامی که آدم ـ علیه السلام ـ از بهشت رانده شد و به زمین هبوط کرد لکه سیاهی در صورت او پیدا شد و از سر تا پای او را فرا گرفت؛ آن حضرت به سبب این لکه سیاه که بر تمامی اندامش پدید آمده بود بسیار اندوهگین و گریان شد، پس جبرئیل نزد آن حضرت آمد و به او گفت: ای آدم چه چیز تو را چنین به گریه انداخته است؟ جواب داد: از این سیاهی که در بدنم پیدا شده گریانم. جبرئیل گفت: ای آدم برخیز و نماز کن که این، وقتِ نماز نخستین است. پس آدم برخاست و نماز گزارد، آن سیاهی تا گردن او رسید (از صورت او تا گردنش از سیاهی پاک شد) بار دیگر جبرئیل در نوبت نماز دوم نزد آدم آمد و به او گفت: ای آدم برخیز و نماز بخوان که این، زمانِ نماز دوم است، آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی تا ناف او پایین آمد، باز جبرئیل در وقت نماز سوم نزد او آمد و گفت: ای آدم برخیز و نماز بخوان که این، هنگام نماز سوم است. آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی به زانوهای او رسید. بار دیگر جبرئیل در وقت نماز چهارم آمد. آدم برخاست و نماز خواند و همچنین وقت نماز پنجم باز آمد و گفت: وقت نماز پنجم شد. آدم نماز خواند و به کلی از آن سیاهی که سراپایش را فراگرفته بود بیرون آمد. پس حمد و ثنای خداوند متعال را به جای آورد. در این هنگام جبرئیل به آدم گفت: ای آدم! حال فرزندان تو در مورد این نمازها همانند وضع تو می باشد؛ هر کس از فرزندان تو که در هر شبانه روز پنج نوبت نماز مقرر را بخواند از گناهان خارج می شود آنچنان که تو از این لکه سیاه بیرون آمدی.»(21)
پاسخهای دیگر در ادامه مطلب
میلاد | 14:18 - شنبه هجدهم دی 1389
بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد للّه ربّ العالمين
و الصّلوة و السّلام علي محمّد و آله الطّاهرين
و لعنة الله علي أعدائهم أجمعين
مخفي نماناد بر برادران ديني كه به جز التزام به شرع شريف، در تمام حركات و سكنات و تكلّمات و لحظات و غيرها، راهي به قرب حضرت ملك الملوك جلّ جلاله نيست؛ و به خرافات ذوقيّه، اگر چه ذوق در غير اين مقام خوب است كما دأب الجهّال و الصّوفيّة ـ خذلهم الله جلّ جلاله ـ راه رفتن، لا يوجب إلاّ بعدًا. حتّي شخص هرگاه ملتزم بر نزدن شارب و نخوردن گوشت بوده باشد،اگر ايمان به عصمت ائمّۀ أطهار صلوات الله عليهم آورده باشد، بايد بفهمد از حضرت احديّت دور خواهد شد؛ و هكذا در كيفيّت ذكر بغير ما ورد عن السّادات المعصومين عليهم السّلام عمل نمايد.
بناءً عليهذا، بايد مقدّم بدارد شرع شريف را، و اهتمام نمايد هر چه در شرع شريف اهتمام به آن شده. و آنچه اين ضعيف از عقل و نقل استفاده نمودهام اينست كه اهمّ اشياء از براي طالب قرب جدّ و سعي تمام در ترك معصيت است.
تا اين خدمت را انجام ندهي، نه ذكرت و نه فكرت به حال قلبت فائدهاي نخواهد بخشيد؛ چرا كه پيشكش و خدمت كردن كسي كه با سلطان در مقام عصيان و انكار است بيفايده خواهد بود. نميدانم كدام سلطان اعظم از اين سلطان عظيم الشّأن است؟! و كدام نقار أقبح از نقار با او است؟!
فافهم ممّا ذكرتُ أنّ طلبَكَ المحبّةَ الالهيّةَ مع كونك مُرتكبًا للمعصيةِ أمرٌ فاسدٌ جدًّا، و كيف يَخفَي عليك كونَ المعصية سببًا للنّفرة، و كونَ النّفرة مانعۀَ الجمع معه المحبّة؛ و إذا تحقّق عندك أنّ ترك المعصية أوّل الدّين و آخره، ظاهره و باطنه، فَبادِرْ إلي المجاهدةِ، و اشْتَغِلْ بتمامِ الجدّ إلي المراقبة، من أوّل قيامك من نومك في جميع آناتك إلي نومك، و ألزمْ الأدبَ في مَقْدَس حضرتِه. و اعلم أنّك بجميعِ أجزاءِ وجودِك ذرّةً ذرةً اسيرُ قدرتِهِ، وَ راعِ حرمۀَ شريفِ حضورهِ.
و اعبُدْهُ كانّك تراه، فإن لم تكن تراه فإنّه يراك؛ و التفتْ دائمًا إلي عظمتِهِ و حقارَتِكَ، و رَفْعَتِهِ و دنائتِكَ، و عزّتِه و ذلّتِك، و غناهُ و حاجتِك، و لا تغفلْ شناعةَ غفلتِك عنه جلّ جلالُه مع التفاته إليك دائمًا؛ و قُمْ بين يديه مقامَ العبدِ الذّليلِ الضّعيفِ، و تَبَصْبَصْ تحت قدميه بَصْبَصَةَ الكلبِ النّحيف؛ أوَ لا يكفيك شرفًا و فخرًا أنّه أذِنَ لك في ذِكرِ اسمِهِ العَظيمِ بلسانِك الكثيفِ الذّي نَجَّسَتْهُ قاذوراتُ المعاصي؟
پس ای عزيز! چون اين كريم رحيم، زبان تو را مخزن كوه نور يعني ذكر اسم شريف قرار داده، بيحيائي است مخزن سلطان را آلوده به نجاسات و قاذورات غيبت و دروغ و فحش و اذيّت و غيرها من المعاصي نمودن؛ مخزن سلطان بايد محلّش پر عطر و گلاب باشد، نه محبس مملوّ از قاذورات؛ و بيشكّ چون دقّت در مراقبت نكردهاي، نميداني كه از جوارح سبعه يعني گوش و زبان و چشم و دست و پا و بطن و فرج، چه معصيتها ميكني، و چه آتشها روشن مينمائي، و چه فسادها در دين خودت برپا ميكني، و چه زخمهاي مُنكره به سيف و سنانِ زبانت به قلبت ميزني، اگر نكشته باشي بسيار خوبست. اگر بخواهم شرح اين مفاسد را بيان نمايم در كتاب نميگنجد، در يك ورق چه ميتوانم بكنم؛ تو كه هنوز جوارحت را از معاصي پاك نكردهاي، چگونه منتظري كه در شرح احوال قلب چيزي به تو بنويسم؟! پس: البَدارُ البَدارُ إلي التّوبةِ الصّادقَةِ ثُمَّ العجلُ العجلٌ في الجِدِّ و المُراقَبَةِ.
خلاصه، بعد از سعي در مراقبت، البته طالب قرب، بيداري و قيام سحر را اقلاً يك دو ساعت به طلوع فجر مانده إلي مطلع الشمس از دست ندهد، و نماز شب را با آداب و حضور قلب بجا بياورد، و اگر وقتش زيادتر باشد، به ذكر يا فكر يا مناجات مشغول بشود، ليكن قدر معيّنی از شب بايد مشغول ذكرِ با حضور بشود،در تمام حالاتش خالي از حزن نبوده باشد، اگر ندارد تحصيل نمايد به اسبابش، و بعد از فراغ، تسبيح سيّدة نساء، و دوازده مرتبه سوره توحيد، و ده مرتبه لا إله إلاّ الله وحده لا شريك له،له الملك الي آخر، و صد مرتبه لا إله إلاّ الله، و هفتاد مرتبه استغفار بخواند، و قدري از قرآن شريف تلاوت نمايد، و دعاي معروف صباح، اعني: يا من دَلَعَ لسان الصّباح الي آخر البته خوانده شود، و دائماً با وضوء باشد، و اگر بعد از هر وضوء دو ركعت نماز بكند، بسيار خوبست.
...ادامه در ادامه مطلب
میلاد | 23:56 - پنجشنبه شانزدهم دی 1389

فیلم نماز صبح مرجع عالیقدر شیعه،شیخ الفقهاء حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه
(مسجد فاطمیه قم - 21 رمضان 1382) با کیفیت بالا
|
میلاد | 13:40 - پنجشنبه پانزدهم مهر 1389
پاسخ اول:
«این مطلب که نماز باید آدمی را از ارتکاب فحشاء و منکرات باز دارد، حقیقتی است که هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد؛ زیرا قرآن به صراحت این خاصیت را برای نماز اثبات می کند، پس نمازی که این خاصیت در آن نباشد و تنها صورت نماز در آن یافت شود لامحاله آن نماز، از نفاق خالص نشأت گرفته و نفاق هم که بدون شک سبب دوری انسان از خدا می شود. اگر نماز، از جمیع جهات فاقد روح بود این نماز، در بازداشتن انسان از فحشاء و منکرات هم هیچ اثری نخواهد داشت، نه جزئی و نه کلی؛ ولی اگر بعض از مراتب روح را با خود داشت، لا محاله به همان اندازه اثر خواهد داشت. نتیجه این که نمازی که از جمیع وجوه فاقد روح و از جمیع جهات بدون حضور قلب باشد، این نماز ثمره ای جز دوری بنده از خدا نخواهد داشت. و این نماز، نماز کسی است که برای ریا و یا از روی استهزاء و مسخره نماز بخواند؛ اما نمازی که حتی یک دهم و یا بیشتر آن با حضور قلب [و برای خدا] انجام گیرد، به همان اندازه مورد قبول واقع می شود [و به همان اندازه فرد را از گناه باز می دارد].»(29)
پاسخ دوم:
«اینکه در قرآن کریم آمده است نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد، با توجه به دو نکته باید در نظر گرفته شود: اولاً مراد، بازداری طبیعت نماز از فحشاء و منکرات است؛ یعنی نمازی که اقامه شود و چنان که حق آن است خوانده شود، از روی طبع چنین اثر و اقتضایی دارد [البته اگر موانعی در کار نباشد]؛ ثانیاً: نماز، علت تامه ای برای بازداری از گناه نیست، بلکه از مهم ترین عوامل بازدارنده آن می باشد. نماز صفتی در روح انسان ایجاد می کند که به مثابه یک پلیس درونی است و صاحبش را از منکرات منع می کند و در نتیجه روحش را از ناپاکی گناهان و آلودگیهای ناشی از آنها دور نگه می دارد. هدف از تشریع نماز، رساندن نمازگزاران به آن صفت بازدارندگی از گناه است. پس نمازی که نتواند ملکه تقوا را در انسان ایجاد یا تقویت کند، مسلماً تأثیر لازم را در بازداری از گناهان نخواهد داشت. وانگهی مسلمانی که نماز می خواند و در عین حال برخی گناهان را نیز مرتکب می شود، اگر نماز نخواند، گناهان بیشتری را مرتکب خواهد شد. اثر بخشی نماز به اندازه اقتضای آن است و علت تامه برای منع از معصیت نیست به گونه ای که اگر کسی نماز خواند دیگر نتواند گناه کند؛ بلکه ممکن است موانعی اثر نماز را خنثی کند؛ و اگر مانعی جلوی تأثیر آن را نگیرد، مسلماً فایده خواهد بخشید.»(30)
میلاد | 14:59 - پنجشنبه هشتم مهر 1389

به این پرسش، چند پاسخ داده شده است:
پاسخ نخست:
از امام حسن ـ علیه السلام ـ روایت شده است که فرمود:
«عده ای از یهود نزد پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمدند و داناترین آنها درباره مسائلی از آن حضرت پرسش کرد؛ یکی از پرسشها این بود که گفت: "بفرمایید تا بدانم به چه دلیل خداوند عز و جل، این نمازهای پنج گانه را در طول شبانه روز در پنج نوبت بر امت تو مقرر فرمود؟" پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: "خورشید را در هنگام زوال، حلقه ای است که به آن داخل می شود(18) و در این هنگام، هر چه در میان عرش (آسمان) و زمین است به تسبیح و تحمید پروردگارم ـ جل جلاله ـ زبان می گشاید و این همان ساعتی است که پروردگارم ـ جل جلاله ـ صلوات و رحمت و برکات خود را بر من نازل می فرماید و در این موقع بر من و امتم نماز (ظهر) را واجب کرده و فرموده است: "أقم الصلوة لدلوک الشمس الی غَسق اللیل"(19) و این ساعتی است که در روز قیامت جهنم را در صحرای محشر می آورند. پس هیچ مؤمنی نیست که آن ساعت به نماز ایستاده باشد مگر آنکه خداوند بدنش را بر آتش حرام سازد؛ اما نماز عصر، همان ساعتی است که حضرت آدم ـ علیه السلام ـ در آن وقت از شجره ممنوعه تناول کرد و خداوند عز و جل او را از بهشت بیرون راند. پس خداوند فرزندان و ذریه او را به خواندن این نماز (عصر) تا روز قیامت امر و آن را برای امت من اختیار فرمود و این نماز از محبوب ترین نمازها نزد خداوند است و مرا به محافظت آن از میان نمازها سفارش فرموده است؛ نماز مغرب همان ساعتی است که خداوند ـ عز و جل ـ بر آدم ـ علیه السلام ـ بخشود و توبه او را در آن موقع قبول کرد ... و این سه رکعت نماز را بر امت من واجب فرمود و این ساعتی است که دعا در آن مستجاب می شود و پروردگارم به من وعده فرمود که هر کس در آن موقع در پیشگاهش دعا کند دعایش را مستجاب فرماید. همین طور نماز عشاء یا نماز خفتن؛ همانا قبر را تاریکی و سیاهی عظیمی است و روز قیامت را نیز تاریکی هولناکی است، پس پروردگارم ـ عز و جل ـ به من و امتم امر فرموده که این نماز (عشاء) را بجا آوریم تا روشنی بخش قبرهایمان باشد و نیز برای اینکه به من و امتم نوری در گذشتن از صراط کرامت فرماید و هیچ قدمی نیست که در راه رفتن برای نماز عشاء برداشته شود مگر اینکه خداوند عز و جل آن بدن را بر آتش حرام سازد و این نمازی است که خداوند تعالی برای پیامبران مرسل پیش از من اختیار فرمود. اما نماز صبح؛ وقتی خورشید از میان دو شاخ (یا فرق سر) شیطان طلوع می کند، پروردگارم مرا امر فرموده که قبل از طلوع خورشید، نماز صبح را بجای آورم و پیش از آن که کافران آفتاب را سجده آورند امت من خداوند عز و جل را سجده کنند.»(20)
پاسخ دوم:
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«هنگامی که آدم ـ علیه السلام ـ از بهشت رانده شد و به زمین هبوط کرد لکه سیاهی در صورت او پیدا شد و از سر تا پای او را فرا گرفت؛ آن حضرت به سبب این لکه سیاه که بر تمامی اندامش پدید آمده بود بسیار اندوهگین و گریان شد، پس جبرئیل نزد آن حضرت آمد و به او گفت: ای آدم چه چیز تو را چنین به گریه انداخته است؟ جواب داد: از این سیاهی که در بدنم پیدا شده گریانم. جبرئیل گفت: ای آدم برخیز و نماز کن که این، وقتِ نماز نخستین است. پس آدم برخاست و نماز گزارد، آن سیاهی تا گردن او رسید (از صورت او تا گردنش از سیاهی پاک شد) بار دیگر جبرئیل در نوبت نماز دوم نزد آدم آمد و به او گفت: ای آدم برخیز و نماز بخوان که این، زمانِ نماز دوم است، آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی تا ناف او پایین آمد، باز جبرئیل در وقت نماز سوم نزد او آمد و گفت: ای آدم برخیز و نماز بخوان که این، هنگام نماز سوم است. آدم برخاست و نماز گزارد و آن سیاهی به زانوهای او رسید. بار دیگر جبرئیل در وقت نماز چهارم آمد. آدم برخاست و نماز خواند و همچنین وقت نماز پنجم باز آمد و گفت: وقت نماز پنجم شد. آدم نماز خواند و به کلی از آن سیاهی که سراپایش را فراگرفته بود بیرون آمد. پس حمد و ثنای خداوند متعال را به جای آورد. در این هنگام جبرئیل به آدم گفت: ای آدم! حال فرزندان تو در مورد این نمازها همانند وضع تو می باشد؛ هر کس از فرزندان تو که در هر شبانه روز پنج نوبت نماز مقرر را بخواند از گناهان خارج می شود آنچنان که تو از این لکه سیاه بیرون آمدی.»(21)

...ادامه در ادامه مطلب
میلاد | 22:47 - چهارشنبه هفتم مهر 1389
پاسخ اول: می دانیم یکی از صفات خداوند متعال، حکیم است؛ یعنی هیچ کاری را بدون حکمت انجام نمی دهد. اینکه خداوند نماز را واجب کرده است ـ با اینکه می توانست به صرف راز و نیاز اکتفا کند ـ حتماً دلیلی و حکمتی داشته که او با علم و تدبیر بی نهایتش از آن اطلاع دارد؛ چون اگر این گونه نباشد باید ـ نعوذ باللّه ـ بگوییم خداوند در واجب کردن نماز، کار عبث و بیهوده ای انجام داده است. پس، از حکیم بودن خداوند می فهمیم که در وجوب و اقامه نماز فایده ها و آثار بسیار زیادی وجود دارد که چیزی جای آن را نمی گیرد.
پاسخ دوم: یکی از علتهای تشریع احکام از طرف خداوند بر بندگانش، امتحان کردن آنهاست. خداوند از بین بندگان، آنان را که روحیه اطاعت کامل دارند بر می گزیند و آنان که بی چون و چرا به فرمانهای خدایشان عمل می کنند در امتحان اطاعت از خدا نمره قبولی می گیرند. پس یکی از علل واجب شدن نماز این است که خداوند قصد داشته است که با این دستور بندگانش را بیازماید تا معلوم شود چه کسی راز و نیاز خود با خدا را به همان صورت که خداوند فرموده انجام می دهد و چه کسی سرپیچی می کند؛ تا هر دو به پاداش و جزای عملشان برسند.
پاسخ سوم: می پرسیم: پاکی دل یعنی چه؟ اگر بگویید: به معنای این است که انسان در دل خود نسبت به همه کس و همه چیز حسن ظن داشته باشد و دلش آلوده به نیتهای پلید و زشت نباشد؛ می گوییم: پاکی دل به این معنا ـ یا به هر معنای دیگری ـ وقتی می تواند جای نماز را بگیرد و ما را از خواندن نماز بی نیاز کند که تمام فایده ها و آثار و حکمتهایی را که در نماز وجود دارد دارا باشد؛ آیا پاکی دل چنین جامعیتی دارد؟ اینک با ذکر فایده ها و آثار و فلسفه وجوب نماز پاسخ این پرسش را به خود شما وامی گذاریم.
میلاد | 22:29 - چهارشنبه هفتم مهر 1389

میلاد | 22:23 - چهارشنبه هفتم مهر 1389





